ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۳۲۶۵

آیا ایران و آمریکا به توافق نزدیک شده‌اند؟

تماس‌های پشت‌پرده و تحرکات تازه در مسیر توافق

تماس‌های پشت‌پرده و تحرکات تازه در مسیر توافق

گزارش‌ها از آکسیوس و منابع دیگر نشان می‌دهد واشنگتن و تهران در آستانه توافق چارچوبی برای کاهش تنش‌ها قرار دارند، هرچند اختلافات مهمی باقی است. سه مانع اصلی شامل بی‌اعتمادی عمیق، سازوکار نظارت و سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده است. پیشنهادهای متضاد درباره مدت تعلیق برنامه هسته‌ای و نقش میانجی‌ها در حال بررسی است. هم‌زمان، تحرکات دیپلماتیک، تماس‌های پشت‌پرده و ادعای پیشرفت مذاکرات ادامه دارد، اما تحلیلگران مسیر توافق را همچنان پیچیده و شکننده می‌دانند.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو- در گزارشی که تارنمای آمریکایی «آکسیوس» به نقل از مقام‌های رسمی ایالات متحده منتشر کرده، ادعا شده است که واشنگتن و تهران در آستانه دستیابی به یک «توافق چارچوبی» قرار گرفته‌اند؛ توافقی که در صورت نهایی شدن می‌تواند به درگیری‌ها و تنش‌های جاری میان دو طرف پایان دهد و مسیر تازه‌ای را برای کاهش سطح بحران در منطقه بگشاید.

تماس‌های پشت‌پرده و تحرکات تازه در مسیر صلح

به گزارش فرارو، بر اساس این گزارش، مقام‌های آمریکایی تأکید کرده‌اند که گفت‌وگوهای اخیر میان دو طرف با پیشرفت قابل توجهی همراه بوده و فضای مذاکرات از حالت بن‌بست نسبی خارج شده است. در همین چارچوب، گفته می‌شود اختلافات بر سر چند محور کلیدی که پیش‌تر مانع اصلی توافق به شمار می‌رفت، تا حدی کاهش یافته و زمینه برای حرکت به سمت یک چارچوب مشترک فراهم شده است.

در ادامه تحولات فشرده دیپلماتیک پیرامون مذاکرات میان ایران و ایالات متحده، منابع خبری از ورود یک هیئت بلندپایه پاکستانی به تهران خبر داده‌اند؛ هیئتی به ریاست ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، که روز چهارشنبه برای گفت‌وگو با مقام‌های ایرانی وارد پایتخت شد. در همین حال، تارنمای «آکسیوس» نیز در گزارشی جداگانه از فعال شدن جدی کانال‌های ارتباطی در پشت صحنه خبر داده و اعلام کرده است که تیم دونالد ترامپ متشکل از چهره‌هایی چون جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، استیو ویتکاف، فرستاده کاخ سفید، و جرد کوشنر، مشاور ارشد در روزهای اخیر تماس‌های فشرده‌ای را با محوریت تنظیم پیش‌نویس پیشنهادها ادامه داده‌اند.

در همین حال، برخی دیگر از مقام‌های مطلع نیز تأیید کرده‌اند که طی ساعات گذشته گام‌هایی رو به جلو برداشته شده، هرچند همچنان چالش‌هایی در زمینه هماهنگی میان مراکز مختلف تصمیم‌گیری در ایران وجود دارد؛ موضوعی که از نگاه تحلیلگران، یکی از پیچیده‌ترین لایه‌های این روند مذاکراتی به شمار می‌رود. با این وجود، همین منابع تأکید کرده‌اند که اراده سیاسی برای رسیدن به توافق در هر دو سوی گفت‌وگوها قابل مشاهده است و فضای کلی مذاکرات نسبت به روزهای گذشته به‌مراتب مثبت‌تر ارزیابی می‌شود. در ادامه این تحولات، منابع مطلع همچنین گفته‌اند انتظار می‌رود دور جدیدی از مذاکرات مستقیم و رو در رو میان طرفین در روزهای آینده و پیش از پایان آتش‌بس برگزار شود.

سیگنال‌های نرم از واشنگتن

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در تازه‌ترین اظهارات خود اعلام کرد که جنگ میان واشنگتن و تهران «بسیار نزدیک به پایان» قرار دارد، هرچند تأکید کرد که «هنوز کار تمام نشده و باید دید چه اتفاقی می‌افتد.» ترامپ در گفت‌وگویی با شبکه فاکس بیزینس مدعی شد که «ایرانی‌ها به‌شدت خواهان دستیابی به توافق هستند».

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد که مذاکرات با ایران در جریان است و در عین حال تأکید کرد که به گفته او «آتش‌بس همچنان برقرار است. ما پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشته‌ایم. ما به دنبال یک معامله بزرگ با ایران هستیم. مذاکره‌کنندگان ایرانی می‌خواهند به توافق برسند.» او تاکید کرد: «بی‌اعتمادی زیادی میان واشنگتن و تهران وجود دارد که نمی‌توان یک‌شبه بر آن غلبه کرد. ما باید متعهد شویم از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای جلوگیری کنیم و در عین حال به رونق و توسعه اقتصاد آن کمک کنیم.»

ونس همچنین گفت: «در مذاکرات پیشرفت چشمگیری حاصل شده و آتش‌بس فعلی پابرجاست. ما به گفت‌وگوها ادامه خواهیم داد و من همچنان برای دستیابی به یک توافق بزرگ با ایران تلاش می‌کنم» به گفته او، این توافق احتمالی می‌تواند شامل ادغام ایران در اقتصاد جهانی در ازای کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای خواند باشد. ونس تأکید کرد: «رئیس‌جمهور ترامپ به دنبال یک توافق محدود نیست، بلکه یک توافق جامع و بزرگ را دنبال می‌کند.»

سه گره سرنوشت‌ساز در مسیر توافق؛ مذاکرات ایران و آمریکا در نقطه حساس

در ادامه گمانه‌زنی‌ها درباره روند مذاکرات میان ایران و ایالات متحده، کارشناسان مسائل آمریکا و ایران تأیید کرده‌اند که سه مانع اصلی همچنان در برابر پیشنهاد جدید واشنگتن قرار دارد؛ پیشنهادی که بنا بر گزارش‌ها، خواستار تعلیق کامل فعالیت‌های هسته‌ای ایران به مدت ۲۰ سال است، در حالی که در طرح‌های پیشین، توقف دائمی این فعالیت‌ها مطرح شده بود.

در تحلیل این کارشناسان، نخستین و شاید بنیادی‌ترین مانع، شکاف عمیق بی‌اعتمادی میان دو طرف عنوان شده است؛ شکافی که ریشه در سال‌ها تنش، توافق‌های ناتمام و نگرانی‌های متقابل دارد. دومین محور اختلاف، به سازوکار نظارت و راستی‌آزمایی اجرای توافق در داخل ایران بازمی‌گردد. در این زمینه، میزان پذیرش حضور و دسترسی بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از سوی تهران، یکی از نقاط حساس و تعیین‌کننده ارزیابی شده است؛ نقطه‌ای که می‌تواند بر اعتمادسازی یا تشدید اختلافات اثر مستقیم بگذارد. در کنار این موارد، کارشناسان تأکید کرده‌اند که یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین گره‌های مذاکرات، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران است. به‌ویژه حدود ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بیش از ۶۰ درصد که از نگاه طرف‌های غربی، یکی از اصلی‌ترین موانع فنی و سیاسی در مسیر دستیابی به توافق نهایی محسوب می‌شود و حل‌وفصل آن می‌تواند تعیین‌کننده مسیر آینده گفت‌وگوها باشد.

بر اساس گزارش، پیشنهاد آمریکا با موضع ایران در تضاد است؛ زیرا تهران خواستار تعلیق کامل فعالیت‌های هسته‌ای برای مدت ۵ سال است. در همین چارچوب، میانجی‌ها تلاش دارند با ارائه گزینه‌های میانی و همچنین بررسی موضوع انسداد کشتیرانی در تنگه هرمز، شکاف میان دو طرف را کاهش دهند. در جریان پیچیدگی‌های گفت‌وگوهای میان ایران و ایالات متحده، دکتر نبیل الحیدری، استاد مطالعات ایران، تأکید کرده است که دو محور اصلی اختلاف همچنان «اورانیوم غنی‌شده» و «تنگه هرمز» باقی مانده و پیشنهادهای متقابل درباره مدت تعلیق برنامه هسته‌ای در حال بررسی است.

به گفته الحیدری، اسلام‌آباد می‌تواند نقش میانجی‌ایفا کند و طرحی میانی برای تعلیق ۱۰ ساله ارائه دهد که در صورت پایبندی طرفین، امکان تمدید آن نیز وجود داشته باشد. او این گزینه را به‌عنوان راه‌حلی میانه معرفی کرده که می‌تواند زمینه توافق نهایی را فراهم کند. الحیدری همچنین مدعی شده است که با توجه به آسیب‌دیدگی برخی زیرساخت‌های هسته‌ای ایران و فشارهای اقتصادی و بین‌المللی، چنین پیشنهادی می‌تواند از منظر تهران قابل بررسی باشد و در مقابل، امکان آزادسازی دارایی‌های خارجی و کاهش تحریم‌ها برای ایران فراهم شود؛ تحولی که می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشبرد روند دیپلماسی و کاهش تنش‌های منطقه‌ای ایفا کند.

روسلان ابراهیم، استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل در دانشگاه نیویورک، در تحلیلی از پیشنهاد اخیر ایالات متحده درباره برنامه هسته‌ای ایران، آن را نوعی مصالحه احتمالی توصیف کرده است، هرچند به گفته او، این مسیر همچنان با موانع جدی مواجه است. روسلان ابراهیم تأکید کرده است که سه مانع اصلی در این مسیر باقی مانده‌اند: نخست بی‌اعتمادی متقابل میان تهران و واشنگتن که سایه سنگینی بر روند مذاکرات افکنده است؛ دوم دشواری ایجاد سازوکارهای نظارت دقیق بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران؛ و سوم تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنی‌شده در داخل کشور، به‌ویژه مقادیر با غنای بالا که همچنان یکی از پیچیده‌ترین موضوعات برای توافق نهایی به شمار می‌رود. به گفته این استاد دانشگاه، تا زمانی که این سه چالش اصلی حل‌وفصل نشود، مسیر دستیابی به توافق هسته‌ای همچنان پرپیچ‌وخم و پیچیده باقی خواهد ماند و هر گونه پیشرفت دیپلماتیک نیازمند مدیریت هوشمندانه و مصالحه‌های دقیق از سوی هر دو طرف است.

روایتی چندلایه از جدال دریایی واشنگتن علیه تهران

حمید رضا عزیزی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل، در توئیتی در ایکس به بررسی چند روایت در ارتباط با محاصره دریایی آمریکا می پردازد.

الف - ورود به فاز سوم تقابل؛ در یک قرائت، محاصره دریایی نه یک اقدام مقطعی، بلکه نشانه ورود به مرحله‌ای تازه از تقابل است؛ مرحله‌ای که پس از ناکامی در میدان نظامی و بن‌بست در دیپلماسی، اکنون با «فشار مستمر دریایی» تعریف می‌شود. هدف، تنها مهار صادرات ایران نیست، بلکه بازچینی معادله کنترل در تنگه هرمز و افزایش اهرم فشار است. با این حال، این مسیر حامل یک خطر بنیادین است: تشدید تنشی که ممکن است از کنترل همه بازیگران خارج شود.

ب - محاصره به‌مثابه سیگنال؛ تردید در توان اجرا؛ در مقابل، دیدگاهی دیگر این اقدام را نه یک استراتژی منسجم، بلکه نوعی «سیگنال سیاسی» می‌داند. از این زاویه، واشنگتن نه ظرفیت اقتصادی و نه اراده سیاسی لازم برای تحمل هزینه‌های یک محاصره بلندمدت را دارد. در این چارچوب، این اقدام بیشتر واکنشی به بن‌بست راهبردی است تا نشانه‌ای از ابتکار عمل.

ج – دیپلماسی اجبار؛ فشار برای امتیاز نه جنگ؛ این دیدگاه، محاصره را در قالب «دیپلماسی اجبار» می‌بیند؛ ابزاری برای افزایش فشار و گرفتن امتیاز، بدون آنکه الزاماً به اجرای کامل آن متعهد باشد. نوسان در پیام‌های آمریکااز تهدیدهای حداکثری تا اهداف محدودتر نشانه‌ای از بداهه‌سازی تاکتیکی است نه وجود یک طرح جامع و از پیش‌طراحی‌شده.

د - عبور آرام از آتش‌بس؛ اما در روایت هشدارآمیزتر، محاصره عملاً یک «اقدام جنگی» تلقی می‌شود. از این منظر، این اقدام نه‌تنها با روح آتش‌بس در تضاد است، بلکه اگر بی‌پاسخ بماند، به‌تدریج به یک واقعیت عادی تبدیل شده و موقعیت راهبردی ایران را فرسایش می‌دهد. این تحلیل، محاصره را بخشی از یک الگوی گسترده‌تر می‌داند: مهار تدریجی ایران از دل آتش‌بس در جغرافیای دریا و منطقه.

و - بازی بزرگ انرژی؛ فراتر از ایران؛ برخی تحلیل‌ها، دامنه را گسترده‌تر می‌بینند: محاصره نه صرفاً علیه ایران، بلکه ابزاری برای بازآرایی اقتصاد جهانی است. در این چارچوب، افزایش هزینه انرژی می‌تواند اهرمی برای وادارسازی مصرف‌کنندگان بزرگ به‌ویژه در آسیا به هم‌سویی با سیاست‌های واشنگتن باشد.

ه -تکیه بر تاب‌آوری؛ در سوی دیگر، روایت رسمی بر «تاب‌آوری» تأکید دارد: اتکا به مسیرهای زمینی، کریدورهای جایگزین مانند پاکستان و ذخایر انباشته. در این نگاه، فشار نهایی نه بر ایران، بلکه بر بازارهای جهانی و زنجیره‌های انرژی وارد خواهد شد.

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات